|
مركز آموزش و توانبخشي خصوصی آرامش
|
||
|
شرح فعاليت هاي مركز آموزش و توانبخشي خصوصي آرامش - مـشــهــد |
اختلالات خواب
خواب از اولين پديدههايي است كه در اثر تغيير شرايط محيطي دچار اختلال ميشود . گاهي ناراحتيهاي محيطي كه باعث اضطراب و تشويش كودك شده يا موجب ناكامي خواستهها و عدم ارضاع نيازهاي اساسي او ميگردد ، خواب وي را مختل و ايجاد اختلال ميكند .براي شناخت اختلالات خواب لازم است ابتدا خواب طبيعي توضيح داده شود تا تفاوت آن با اختلال خواب مشخص گردد.
خواب طبيعي : حالت منظم ، تكرار شونده و به آساني برگشت پذير ارگانيسم تعريف ميشود كه با بيحركتي نسبي و بالا رفتن قابل توجه آستانه واكنش به محركهاي خارجي در مقايسه با حالت بيداري مشخص ميگردد.(كاپلان – سادوك ،ترجمه پورافكاري ،جلد سوم ، ص 96).
با توجه به تعريف فوق اختلال خواب به مواردي گفته ميشود كه فرد يكي از ويژگيهاي فوق را در خواب نشان نداده و به نحوي وضعيت منظم و آستانه واكنش او دچار به هم خوردگي شده باشد .
اختلالات مربوط به خواب عبارتند از:
- اختلال بيخوابي
- اختلال پر خوابي ( somnia disorder Hyper )
- پرخوابي مفرط يا ناركولپسي( Narcolepsy )
- هراس يا وحشتزدگي در خواب( night terror )
- كابوسهاي شبانه( nightmare )
- را رفتن در خواب (sleep – walking )
- فشردن دندانها در خواب يا بروكسيسم ( Bruxism )
- گفتار در خواب يا سومنيلوكي ( somniloquy )
اختلال بيخوابي
در اين اختلال ، فرد در هنگام خواب به مدت طولاني قادر به خوابيدن نيست كه اين بيخوابي گاهي در ابتداي خواب يا بيداري در فاصله شب و يا كوتاهي مدت خواب صورت ميگيرد و فرد همراه با بيخوابي داراي اضطراب بوده و بدون وجود عامل بيروني داراي دلواپسي است .
اختلال پر خوابي ( somnia disorder Hyper )
اينگونه كودكان يك ميل دائمي براي خوابيدن دارند و مرتب در كلاس در حال چرتزدن هستند . حتي گاهي ديده شده كه در فاصله زماني بين دو كلاس به جاي آنكه به حياط بروند و بازي كنند ترجيح ميدهند در كلاس بخوابندو هنگام پرسش از چگونگي خواب شب ، اظهار ميكنند كه شب راحت و طولاني ميخوابند و كمتر شكايت از بيخوابي دارند . برعكس از صبح زود بيدار شدن گله دارند . در واقع آنها نياز به خواب بيشتري نسبت به ديگران دارندكه اغلب هم بهصورت عادت است. به علت نزديكي بعضي از علائم پرخوابي با ناركولپسي، جهت تشخيص بين آن دوحتما نياز به نظر روانپزشك است و تنها به علائم اوليه نميتوان تكيه نمود.
پرخوابي مفرط يا ناركولپسي( Narcolepsy )
اين اختلال خوابآلودگي مفرط و شديد در طول روز است كه علت آن بيخوابي شبانه نيست و دانشآموز ، در اين هنگام چنان به خواب ميرود كه اطرافيان تصور ميكنند او بيهوش شده است و بدن به حالت فلج درميآيد به طوريكه اگر دست او را بلند كنيم ، بدون آنكه بيدار شود يا حركتي نمايد ، وقتي دستش را رها ميكنيم بلافاصله ميافتد . دقت شود كه با خوابهاي بعد از حملات صرعي اشتباه نشود چون اين خواب بسيار نادر است و از هر ده هزار نفر فقط 4 نفر دچارآن ميباشند. غالبا اين اختلال در دوران نوجواني مشاهده ميشود و در تاريخچه آنها زود به خواب رفتن در شب و بيداري ضمن خواب شب ، مشاهده ميشود. براي تشخيص آن حتما نظر روانپزشك و متخصص كودكان نياز است .
اختلال هراس يا وحشتزدگي در خواب( night terror )
در اين اختلال ، كودك يا نوجوان ناگهان با وحشت از خواب برخواسته ، ديگران را با صداي خود از خواب بيدار ميكند و چند دقيقه بعد باز به خواب رفته و صبح هم چيزي را به ياد نميآورد.
والدين معمولا كودك را در حاليكه آگاهي و شناختي نسبت به محيط ندارد و در رختخواب خود نشسته يا در حال حركت در اطراف اطاق در حاليكه فرياد ميكشد و به شدت ترسيده است ، مييابند.اگر چه كودك در اين حال بيدار نيست اما ممكن است چشمان او باز باشد و به چيزي خيره شده باشد . صورت كودك بهم ريخته ،آشفته و عرق كرده است ، تنفسش تند و حركاتي تكراري از خود نشان ميدهد، گاهي كودك در حاليكه به شدت احساس بيپناهي ميكند ممكنست در اطراف اتاق بدود و فرياد بكشد كه چيزي پشت سرش و در تعقيب اوست .
در اين حال كودك ممكن است به والدين چنگ بزند و از آنان استدعاي كمك كند اگر چه ممكن است والدين تقاضاي او را تشخيص ندهند . برخي از مواقع آنجه كودك در اين حال بيان ميكند ، نامربوط به يكديگر است ..در هنگام حمله هراس ، اگر سعي در آرام كردن كودك نمايند ،تا زماني كه او دچار هيجانات شديد است متاسفانه اين سعي روي او اثري ندارد و گاه تا ده دقيقه حالت اضطراب و وحشت ادامه دارد اگر او را از خواب بيدار كنند نميداند در كجاست و جهتهاي خود را تشخيص نميدهد. بنابراين وحشتزدگي شبانه بسيار هراسآورتر و ترسناكتر از كابوسهاي شبانه است . باعث فعاليت بيشتر اعصاب خودكار ميشود.
اين اختلال حدود 30 تا 200 دقيقه بعد از خواب رخ ميهد .شروع اين اختلال بين 4 تا 12 سالگي است و به تدريج با بالا رفتن سن كاهش مييابد.در اين اختلال، نسبت پسرها به دخترها بيشتر است ، و در حدود 4 درصد كودكان دچار اين مشگل ميباشند.
سبب شناسي:
دانشمنداني چون بك واين فشار هيجانات ، تهييج و تحريك بيش از حد را به عنوان متغييرهاي مؤثر در اين مساله مطرح كردهاند. همچنين تحقيقات نشان ميدهد كه احتمالا وحشتزدگي شبانه در بيشتر در كودكاني كه بسيار حساس هستند يعني كودكاني كه احساساتشان به سرعت و به سادگي جريحهدار ميشود ، رخ ميدهد.
طرفداران نظريه روانكاوي معتقدند كه وحشتزدگي شبانه در نتيجه بار اضافي اضطراب است كه تنشهاي ناشي از آن از مكانيسم دفاعي "من" در خلال خواب ، عبور ميكند.
گروهي از دانشمندان نيز ريشه اين اختلال را ژنتيكي ميدانند . آنان وجود همبستگي بالا در بين دو قلوهاي يكسان را در اين خصوص و نيز بالا بودن درصد ابتلاي بستگان اين گونه كودكان را به مشگلاتي نظير وحشتزدگي شبانه ، شب ادراري ، راه رفتن در خواب ، نسبت به گروه كنترل ، بعنوان دليل ادعاي خود ذكر ميكنند .
برخي از دانشمندان معتقدند كه عدم بلوغ دستگاه اعصاب مركزي ممكنست به عنوان عامل مؤثر در اين اختلال سهم داشته باشد.
كابوسهاي شبانه( nightmare )
در كابوسهاي شبانه كودك از خواب بيدار شده و كاملا از وضعيت خود آگاه است و حالت هذيان و توهم ندارد و قادر است خوابي را كه ديده بود ، تعريف كند. از نظر زماني ، كابوسهاي شبانه معمولا در نيمه دوم شب روي ميدهد ، در حاليكه در وحشتزدگي شبانه در ثلث اول خواب ، اتفاق ميافتد.
را رفتن در خواب (sleep – walking )
مشخصه اين گروه از كودكان تكرار عمل راه رفتن در خواب است . در اين اختلال فرد رختخواب را ترك كرده و در اطراف خود شروع به قدم زدن ميكند بدون آنكه از عمل خود در صبح روز بعد خاطرهاي به ياد داشته باشد . اين واقع معمولا 30 تا 200 دقيقه بعد از شروع خواب آغاز ميشود و از چند دقيقه تا نيم ساعت طول ميكشد . فرد از جاي خود بلند شده ، لحاف را كنار ميزند و راه ميرود . علاوه بر راه رفتن ، ممكن است فعاليتهايي مانند لباس پوشيدن ، باز كردن در ، و يا رفتن به دستشويي انجام دهد . گاهي نيز شخص هنوز به مرحله راه رفتن نرسيده ، به رختخواب برميگردد و دوباره به خواب ميرود .ضمن وقوع اين حالت ، شخص حالت بهت زده دارد و به محركهاي محيط بياعتنا و بيتفاوت است .
هنگام راه رفتن در خواب ، تعادل جسمي شخص تاحدي بههم ميخورد ، ولي ميتواند همه جا را ببيند و راه برود ، بدون اينكه به اشياء برخورد كند . البته اين امر ، بدان معني نيست كه هيچ خطري او را تهديد نميكند ، در واقع او به آساني ممكن است زمين بخورد و يا از پنجره و پلهها به پايين افتد . گاهي حين انجام اين اعمال ، خود به خود بيدار ميشود ولي هيچ چيزي از آنچه انجام داده است به ياد ندارد.
سن شروع اين اختلال بين 6 تا 12 سالگي است .بزرگسالاني كه در خواب راه ميروند ، غالبا در كودكي به اين اختلال دچار ميشوند ، و البته براي مدتي از بين ميرود و در سنين 20 تا 30 سالگي مجددا ظاهر ميشود.طبق آمار بدست آمده حدود 1 تا 6 درصد كودكان اين اختلال را نشان ميدهند و 15 درصد نيز گاه به گاه به آن دچار ميشوند.و در پسرها بيشتر از دخترها رايج است.
فشردن دندانها در خواب يا بروكسيسم ( Bruxism )
يكي ديگر از پديدههايي كه ممكن است هنگام خوابيدن روي دهد ، فشردن دندانها در خواب است. در اين حال كودك دندانهايش را به هم ميسايد يا محكم آنها را به هم ميفشارد . فشردن دندانها در خواب در بين كودكان و افراد بالغ نسبتا شايع است ودر حدود 13 تا 15 درصد افراد طبيعي ديده ميشود . اما گاهي آنچنان شديد ميگردد كه به دندانهاي فرد لطمه ميزند . در حاليكه خود فرد از عمل ساييدن دندانهايش هيچگونه و لذا ناراحت هم نميشود . اما اين عمل براي اطرافيان او بسيار ناراحت كننده و آزار دهنده است.گاهي علت فشردن دندانها در خواب اشكالي است كه در جفت شدن دندانها بهم وجود دارد و در اينحال دندانپزشك ميتواند آن را درمان كند . گاهي نيز علت آن اضطراب و خشم فروخورده است كه دوان درماني ميتواند مفيد باشد.
گفتار در خواب يا سومنيلوكي ( somniloquy )
مانند فشردن دندانها در خواب ، گفتار در خواب نيز بين كودكان و بزرگسالان كاملا شايع است . گفتار در خواب ممكنست شامل چند واژه شود كه معمولا تشخيص آنها از يكديگر براي فردي كه آنها را ميشنود ، دشوار است . گاهي نيز گفتار در خواب شامل شرح حال زندگي فرد و علايق اوست ، اما روياهاي وي نيز اسرار مهم زندگي آشكار نميگردد . گفتار در خواب ممكنست همراه با وحشتزدگي شبانه و راه رفتن در خواب تظاهر كند . گفتار در خواب اگر به تنهايي وجود داشته باشد نيازمند درمان نيست .
سبب شناسي:
به نسبت نوع اختلالات خواب ، علل گوناگوني را اصل ميپندارند ولي به طور كلي در اين ختلال نقش دارند :
1. اختلالات عفونت سيستم عصبي يا نارس بودن دستگاه اعصاب مركزي .
2. ضربه روحي وارد شده به فرد در طول دوران زندگي .
3. وجود والديني با اختلال خواب يا دچار بيماريهاي رواني ديگر .
4. خستگي ، احساس رنجيدگي و به طور كلي فشارهاي محيطي .
5. گاهي علامت حملات صرعي است .
6. اضطراب و يا غلط بودن برخورد والدين در مورد زمان خواب و يا بيان داستانها و يا انجام بازيهاي محرك ، قبل از خواب كودك .
منابع :
|
|